داستان جام جهانی ۲۰۲۶ برای فوتبال ایران تمام شد، مثل تمام هفت دوره گذشتهای که در جام جهانی حضور داشتیم و نتوانستیم از مرحله گروهی صعود کنیم. اینبار، اما ماجرا فرق داشت. ما میدانستیم که باید به خاک دشمن متجاوز به کشورمان برویم، میدانستیم که دشمن برایمان مشکلتراشی میکند، میدانستیم جو ورزشگاهها غالباً با ما نیست و میدانستیم که در شرایط کاملاً نابرابر با رقبا باید به مصاف آنها برویم. این را هم خوب میدانستیم که تمام وعدهوعیدهای فیفا توخالی است، هرچند که مسئولان فدراسیون و کادر فنی تیم ملی در این مورد خودشان را به نفهمیدن زدند و ممنوندار فیفا بابت کارهای نکرده در حق تیم ملی هستند.
ما تمام اینها را میدانستیم، پس امروز دیگر گلایه کردن از کم و کسریها و بهانه کردن آنها برای عدم نتیجهگیری و عدم صعود اصلاً پذیرفتنی نیست. ما ممنون بچههای تیم ملی و کادر فنی هستیم که در سختترین شرایط به جام جهانی رفتند و بدون باخت برگشتند، اما امروز دیگر زمان تعریف و تمجید بیهوده نیست و باید انتقاد کرد و این انتقاد به معنی ضدیت با تیم ملی و کشور نیست. تا دیروز در میدان مبارزه با دشمن بودیم و لازم بود که اتحاد ملی و حمایت همهجانبه از تیم ملی و کادر فنی آن حفظ شود. امروز، اما در حالی که از سربازان تیم ملی بابت تمام زحمات و تلاشهایی که برای اعتلای نام و پرچم ایران کشیدند ممنون و قدردان هستیم، اما انتقاد هم داریم و این انتقاد به معنی این نیست که زحمات آنها را نادیده گرفتهایم. ما بدون شکست جام جهانی را ترک کردیم و این جای قدردانی دارد، اما میتوانستیم بهتر باشیم.
امروز شاهد این هستیم که در بسیاری از کشورهای ناکام جام جهانی استعفاهای گسترده اتفاق افتاده، از رئیس فدراسیون گرفته تا سرمربی تیمهای ملی، همه شرمسار از عدم نتیجهگیری در جام جهانی برگه استعفا نوشتند و رفتند تا شاید کمکی به حال فوتبالشان کنند. اینجا، اما منتقدان تیم ملی را با چوب ضدیت با کشور میزنند و «دشمن» میخوانند!
ما میتوانستیم با وجود تمام مشکلات، با وجود تمام اذیت و آزارهای میزبان به راحتی از گروهمان صعود کنیم اگر «ترسو» نبودیم و این جای انتقاد دارد. ما اینقدر از رقبایمان غول ساختیم که باورمان شد نمیتوانیم آنها را ببریم. تأسف بیشتر آنجا بود که حتی وقتی متوجه ضعف آنها مقابل خودمان هم شدیم، باز جرئت بازی بهتر و رو به جلوتر برای برتری بر آنها را نداشتیم، اینها جای انتقاد دارد. باید انتقاد کنیم از سرمربی تیم ملی که چرا با وجود تمام زحماتی که کشید، جرئت استفاده از بازیکنان با انگیزهای، چون مهدی قائدی، حسینزاده و حتی علیپور را به خود نداد و در عوض به بازیکنانی میدان داد که هیچ فایدهای برای تیم نداشتند.
باید انتقاد کنیم از کادرفنی که چرا وقتی بعد از بازی اول به خوبی ضعف دفاعی تیم برای بازی دوم و سوم را برطرف کردید، فکری به حال خط حمله با وجود بازیکنان گلزن نکردید که اگر چارهای اندیشیده بودید معطل نتایج دیگر بازیها نمیماندیم و خودمان حکم صعودمان را امضا میکردیم.
ما مزد «ترسمان» را گرفتیم. ما میدانستیم جام جهانی آسانی در پیش نداریم. میدانستیم که دشمن هر کاری از دستش بربیاید برای شکستن ما انجام میدهد. با وجود این به دشمن نباختیم، ما به ترس خودمان باختیم و این جای انتقاد دارد. بچههای تیم ملی در شرایط نابرابر تلاش کردند. کادر فنی هم همینطور، اما تمام این تلاشها در سایه ترس بیهوده به نتیجه بهتر و عالیتر ختم نشد و این جای انتقاد دارد این انتقادها به معنای دشمنی نیست. ما جام ملتهای آسیا را در پیش داریم و فوتبال ایران باید با این انتقادها در مسیر رشد قرار گیرد، نه اینکه با سرکوب آنها باز هم در پیلهای که دور خود تنیده باقی بماند و درجا بزند.